تبلیغات سلام به همه ی نازنینان گل....
امروز با دست پر پیشتون اومدم......
5487آهنگ قسمت پایانی سریال جومونگ رو برای دانلود گذاشتم.....بشنوید و حالشو ببرید....
سریال افسانه جومونگ - سریال امپراطوری بادها - سریال جامیونگ گو
كمال تبریزی این روزها مشغول كارگردانی فاز اول سریال تاریخی «سرزمین كهن» است.
هامیونگ به قصر گوگوریو برمیگرده و 5487 تو راه خواهرش سریو (که الان بزرگ شده) رو میبینه
بعد هامیونگ میره پیش باباش و قضیه ی اومدن افراد پادشاه داسو 5487رو 5487به غار جومانگو به یوری میگه و ادامه میده و میگه ممکن بازم اونا بخوان مخفیانه به غار جومانگ بیان ، ما باید در مفابل اونا کاری بکنیم 5487یوری هم میگه من باید این موضوع رو به بائه گوک بگم .
این آقا اسمش بائه گوک و پسر خونده ی سانگا هستش ، فرمانده دابو هم به هامونگ میگه که یوری اون رو مسئول یک گروه نظامی کرده 5487
بائه گوک به یوری میگه الان وضع یه ذره آشفته هستش و ممکنه بویو بخواد به گوگوریو حمله کنه که همین موقع رئیس محافظان 5487یوری میاد و میگه یه فرستاده از 5487بویو اومده
وزیر داسو هم یه نامه از طرف شاه داسو آوورده اونو میده به یوری ، 5487یوری هم اونو می خونه
موضوع نامه اینکه داسو ، یوری رو به بویو احضار کرده است برای 5487پذیرفتن یه توافق نامه و اینکه قبول کنه که بویو و گوگوریو 5487مثل دو کشور برادر باشن
جلسه ی بررسی این موضوع شروع میشه
هامیونگ میگه که این درخواست بی شرمانه است
بائه کوگ هم میگه اگه قبول نکیم باید آماده جنگ باهاشون بشیم درسته درخواست بی شرمانه ای است اما اگه ما باهاشون بجنگیم 5487وضعیت بدتری میشه
یوری هم میگه اگه تعظیم کردن در برابر کسی برام سود داشته باشه من این کارو باید بکنم 5487و من به در خواست اونا عمل می کنم
هامیونگ هم میاد 5487بیرون 5487و به بائه گوک میگه : نمی دونم چه جوری اعتماد بابامو بدست آووردی 5487اما می دونم مردم 5487به سانگا و قبیلت بیریو اعتماد ندارن
بائه گوک هم میگه شاه باید یه جوری قبیله بیریو و قصر رو با هم متحد می کرد ، اون 5487با دادن یه پست مهم به من در واقع این کار رو کرد .
هامیونگ هم میگه درسته که ما الان متحد هستیم اما من میدونم 5487شما همیشه یه زهری دارین که به ما بریزین ،من دخالت هاتون رو نمی تونم ببخشم پس مراقب کارات باش 5487
بائه گوک هم میره پیش ِ باباش 5487و موضوع احضار 5487یوری رو به بویو 5487میگه ، سانگا هم میگه تو هم همراه یوری به بویو برو شاید بتونیم از این فرصت یه استفاده ای بکنیم
روز رفتن به بویو میرسه و هامیونگ هم از دور باباش رو با ناراحتی 5487نگاه می کنه
ماهوانگ هم با کاروان یوری به بویو میره تا از این راه بتونه پول خوبی بدست بیاره
قصر بوبو
یوری به قصر بویو میاد و به داسو 5487احترام میزاره و هدیه های گرون قیمت بهش تقدیم میکنه
داسو هم اونو یه " حوضچه ی آب داغ " مهمون میکنه !!
داسو میگه من و جومانگ مثله یه برادر بزرگ شدیم 5487بنابراین تو پسر برادر من هستی و 5487می تونی از الان منو عمو جون صدا کنی !
یوری هم میگه من باید از شما درس های زیادی یاد بگیرم عمو جون
داسو میگه احساس خوبیکه برادر زاده ای مثله تو دارم ، من شنیدم زمانیکه جومانگ مُرد 5487،یه اژدها زرد رنگ ظاهر شد و جومانگ سوار اون شد و به سوی آسمان پرواز کرد ، آیا این درسته ؟
یوری هم میگه : این واقعیت نداره ، این چرت و پرت هایی که توسط مردم ساخته شده
داسو میگه برای اینکه دیگه بین کشورهایمان ناسازگاری ای وجود نداشته باید بویو و گوگوریو به عنوان دو ملت برادر معرفی بشن ، آیا تو قبول می کنی ؟
یوری هم قبول میکنه
و این هم آثار دوست و برادر بودن دو کشور ...
تعظیم و سجده کردن یوری در مقابل داسوموهیول هم بلند میشه و میگه اگر من هر جوری شکستت بدم ، تو واقعا به چیزی که گفتی عمل میکنی ؟
-گویو هم میگه آره .موهیول هم که تو دستش خاک بود اونو سریع تو صورت گویو میریزه و از موقعیت استفاده میکنه تا میتونه اونو میزنه
موهیول هم وقتی اونو به زمین میزنه ، دستشو به افتخار بالا میاره و اون و بقیه سربازا 5487چنان خوشحالی ای میکنن که انگار توی جنگ بزرگ برنده شدن
هامیونگ هم که حالا به جولبون برگشته از دور این صحنه ها رو میبینه و خندش میگیره
چند روز بعد هم که میگذره ، گویو ، مارو و موهیول رو میفرسته جز سرباز های 5487دفاعی از 5487مرز بشن و بهشون میگه که اونجا مرز بین گوگوریو و بویو هستش ، هواسون جمع باشه که اونجا یکدفعه دردسر درست نکنین .
موهیول و مارو هم که از کار کردن خسته شدن و توی نزدیکی مرز در حال استراحت کردن هستند که موهیول ، چو بال سو ( رئیس گروه ارازل ، که گردنبند موهیول رو دزدیده بود ) رو میبینه
چوبال سو و گروهش که در حال قاچاق کردن هستن ، درست روی مرز بویو معامله می کنن که موهیول میره پیششون و مارو از ترسش پشت بوته ها پنهان میشه .
موهیول از چو بال سو گردنبندشو می خواد 5487و دوباره موهیول و افراد ارازل با هم در گیر میشن
که همین موقع سربازان بویو ظاهر میشن، و ارازل و موهیول رو محاصره میکنن . مارو هم که پشته بوته ها قایم شده بود صحنه رو می بینی و سریع میره به گویو خبر میده
امیونگ هم که خبر اسیر شدن موهیول رو میشنوه میگه من باید موهیول رو نجات بدم که دستیارش میگه اگر اونو به عنوان جاسوس 5487گرفته باشن ،حتما می کشنش ، ولی هامیونگ دوباره میگه : من هر جور شده باید اونو نجات می دم .
در مقر مرزی بویو
موهیول و چو بال سو و بقیه ارازل هم 5487دارن شکنجه میبینن ، و بویو ای ها هم فکر می کنن این ها جاسوسانی از طرف هامیونگ هستند
در شب که موهیول حسابی کتک خورده و به این روز در اومده
یه دختر که 5487پزشک 5487هستش 5487وارد 5487چادر اونا میشه و به سراغ موهیول و بقیه میره که ببینه زنده هستن یا نه که موهیول رو بیدار میکنه و موهیول هم 5487اون دختر رو میبینه ...
پخش مجموعه تلویزیونی « همه فرزندان من » به کارگردانی مرضیه برومند ، از 5487 فردا شب آغاز می شود .
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی 5487 حیات، این سریال داستانی اپیزودیک است و در 78 قسمت 20 دقیقه ای توسط مرضیه برومند تهیه و به اتفاق مسعود فروتن کارگردانی کرده است.
گزارش حیات می افزاید، « همه فرزندان من » هر شب ساعت 21:30 از شبکه یک پخش شده و روز بعد ساعت 13:20 در خلال برنامه سیمای خانواده تکرار می شود .
مجموعه « همه فرزندان من » ، داستان یک زن تنها را روایت می کند که به دلایل گوناگون با اطرافیان خود درگیر ماجراهای متفاوتی می شود و هر قسمت نیز یک داستان مجزا را در بر می گیرد .
داستان های همه بچه های من را راضیه برومند به همراه گروه نویسندگان نگاشته و تمامی ماجراهای آن در یک لوکیشن که خانه شخصیت اصلی داستان است روی می دهد .
در این سریال ، بازیگرانی همچون مهرانه مهین ترابی، آزیتا لاچینی، فریده دریامج، سوسن مقصود لو، سهیلا رضوی، فریده صابری، نادیا دلدارگلچین، بهناز توکلی، شهین نجف زاده، سحر جعفری جوزانی، مهسا مهجور، ستاره پسیانی، دلیله صوفیانی، گلاره عباسی، بهرام ابراهیمی، محسن قاضی مرادی، رامین ناصر نصیر، پاشا رستمی امیر کاظمی و امیرحسین صدیق به ایفای نقش پرداخته اند.
دیگر عوامل این مجموعه عبارتند از : کارگردانان: مرضیه برومند ، مسعود فروتن ؛ تصویربرداران: مهدی مستوفی، امیر احمدپور؛ طراح نور: کاوه شاه محمدلو؛ صدابرداران: حسن زرفام، فرهاد امامی ؛ طراح صحنه و لباس: میتراحامد؛ طراح گریم: مریم شکرایی ؛ برنامه ریز: مهیار گودرزی، دستیار کارگردان: گلاره عباسی؛ عکاس: مرتضی پورنجات؛ منشی صحنه: فهیمه کرمی؛ نویسنده: راضیه برومند و با همکاری گیتی مرتضوی، آزاده پورمختار، نادره سادات سرکی ؛ اجرای نور: آرش گروسی.
پایان پیام
علیرضا ابوالقاسمی نژاد مدیرتولید سریال تلویزیونی "گاو صندوق" در گفتگو با خبرنگار سرویس فرهنگی گفت: تصویربرداری این سریال از 15 اردیبهشت در تهران آغاز خواهد شد و 3 تا 4 ماه به طول خواهد انجامید.
تهیه کننده : حمیدرضا ترابیان
نویسندگان: افسانه افخمی و آرش تیمورنژاد
کارگردان 5487: افسانه افخمی

دانلود سریال جومونگ 3 یا جامیونگ گو
لینک های دانلود تا قسمت 17 ….
پخش این مجموعه تلویزیونی از هفته آینده آغاز و با سه شب پخش در هفته ساعت 22 از شبكه یك سیما به روی آنتن خواهد رفت.
جومانگ با همه پناهنده هایی که نجات داده تو ی منطقه اکتشافی خودشون ، تمرین نظامی میکنه و اماده جنگ با یه قبیله تو همون نزدیکی میشن
همه واسه حمله کردن نقشه میکشن
جومانگ چند تا اهنگر واسه موپالمو میبره تا زودتر ساختن شمشیرها تموم بشه
و اما بشنوید از مادرشوهر:یوهوا که خیلی دلش واسه عروسش میسوزه ، جریان حاملگیش رو به شاه میگه بلکه اون یه کاری بکنه
دائه سو هم که دماغش بدجوری سوخته و داره 5487از ته دل میسوزه ، تمام وزیرها و افسرها رو بسیج میکنه تا جومانگ رو پیدا کنن
یکی ازوزیرها میگه سوسونو رو بگیر و بگو میخوای اعدامش کنی ، اینطوری جومانگ رو نشون میده(جالبه اینا هم میدونن که جومانگ واسه زنش کاری نمیکنه)
نخست وزیر عصبانی میشه و ومیگه میخوای ملت دستمون بندازن ؟
دائه سو توی جلسه مشغول نقد کردنه که شاه احظارش میکنه و 5487میخواد که یه سویا رو ازاد کنه
اونم میگه همین که یوهوا رو زندانی نکردم صدات درنیاد!اما بعد دلش میسوزه و دستور میده یه سویا توی اتاقش زندانی بشه
یوهوا به دیدنش میره و یه کم بهش روحیه میده تا دختره قاچاقی زنده بمونه
ارتش دامول تشکیل میشه و پلاک هاشونم 5487ساخته میشه
سول یانگ که پدر یه سویا رو کشت ، برای فرمانده هیون تو هدیه میبره تا سبلیش رو چرب کنه،اونم واسه خوشایندش میگه بره جومانگ رو بگیر تا دوتایی پدرشو در بیاریم
سول یانگ تو فکر گر فتن جومانگه که چومانگ پیش دستی میکنه و بهش حمله میکنه و خودش و افرادش رو میکشه
بعد هم برای مردم قبیله سخنرانی پر فرازی میکنه که همه قبول میکنن جز ارتشش باشن
پیروزی جومانگ با اومدن یومیول تکمیل میشه و اون به اصرار میخواد توی اردوگاه جومانک بمونه
سوسونو ننه مرده هم که تحت فشار شدید سونگ یانگه میخواد به چولبون حمله کنه اما وقتی فکرشو 5487میکنه که ارتش بویو پشت سونگ یانگه میترسه و میگه 5487من باهاش مسامحه میکنماون پیرمرد خرفت هم میگه باید از مقامت استعفا بدی 5487و حق نمک رو هم به ما بدی و پسر عمه ات جای تو رییس بشه!
دائه سو بالاخره جای جومانگ رو پیدا میکنه و واسه سرش نقشه میکشه
دائه سو بین مارمولک ها و ام الشر های قصر میفته و هر کی یه چیزی میگه تا این که زن مارمولکش میگه واسه کشتن جومانگ از بابای من کمک بگیر
روز به روز به افراد جومانگ اضافه میشه و دیگه جای نگه داشتنشون نیست....جومانگ که موند ه خرج این همه عائله رو چطوری بده با یومیول مشورت میکنه و اونم میگه زمین رو بکنین و دونه بکارین..دائه سو عنر عنر میره میشه پدرزن عزیزش تو دوتایی برای سر جومانگ نقشه بکشن...
جومانگ که از وجودیه قبیله ای که به شدت با هان دشمنی دارن باخبر میشه، میره سراعشون بلکه اونا هم با هاش متحد بشن
اونا بهش میگن نشون بده چی بارته؟ چی از ما بهتر و بیشتر بلدی تا ما هم تو رو به عنوان کله گندمون انتخاب کنیمجومانگ هم که بچه پر استعداد، اینا استعداد ها رو، رو میکنه
اونا هم کف زده میشن و قبول میکنن
وقتی میرسن پایگاهشون موسانگ میگه بدبخت شدیم که دائه سو با ارتش اهنی داره میاد
جومانگ واسه دائه سو کمین میکنه